سلام
امروز میخوام دربارهی مدرسه حرف بزنم

به نظرتون از کجا شروع کنم؟
از دوستام ؟
باشه . چند روز پیش دوست صمیمیم (که دیگه او مدرسمون نیست ) اومد سر زد . همه با خوشحالی رفتن سمتش و بوس و بغل .... از این لوس بازیا کردن باش. خانوم نامی گفت خفه ش کردین ! برین کنار ! من تو گوش دوست صمیمیم گفتم خفه بشه برام مهم نیست! اون هم لبخند زد به شوخی من زد. فکر نکنید من و دوستم از اون لوس هاییم که هر کی مارو به شوخی زد میزنه زیر گریه نه ما اصلا اینطوری نیستیم . البته منو دو تا دوستام ( اصلش سه تان ولی سومیه لوسه) فقط اینطوریم ولی بقیه همه لوس. خب دیگه طولانی شد. خداحافظ
برچسب:
نویسنده: پرنیا حبیبی